آفات حکومت دینی
مصطفی ملکیان:
«یكی از پیامدهای اجتنابناپذیر این وضع كه تفسیر دین به دست خود صاحبان قدرت سیاسی باشد این است كه اینان چیزهای كوچك را بزرگ جلوه میدهند و چیزهای كلان را خرد. حضرت عیسی(ع) خطاب به علمای یهود میفرماید: «وای بر شما ریاكاران كه زكات نعنا و شوید و زیره را میپردازید و اعظم احكام شریعت یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترك كردهاید ... ای رهنمایان كور كه پشه را از صافی میگذرانید ولی شتر را فرو میبلعید» این یعنی بزرگ كردن چیزهای كوچك و كوچك داشتن چیزهای بزرگ. به چیزهایی امر غلاظ و شداد میكنند كه اگر هم معروف باشند معروفهای كوچكند و از چیزهایی نهی شدید و اكید میكنند كه اگر هم منكر باشند منكرات خردند.، ولی از سوی دیگر، معروفهای بزرگ و منكرات كلان را به چیزی نمیگیرند. و من صریحاً عرض میكنم كه نسبت به این پدیده باید جداً حساس و هوشیار باشیم.»
و
« آفت دیگر این است كه حكومت دینی فقط بخواهد در جامعه كار خوب انجام گیرد و كار بد انجام نگیرد، تعجب نكنید، توضیح میدهم. آنچه حكومت دینی باید درصدد آن باشد این است كه در جامعه، انسانهای با فضیلت پدید آیند كه طبعاً كارهای خوب میكنند و گرد كارهای بد نمیگردند. اما اگر سیاست ما و خط مشی ما بر این باشد كه كار خوب انجام گیرد، نه این كه انسان با فضیلت پدید آید، آن وقت كمكم به اعمال زور و خشونت كشیده میشویم. چون اگر غرض و غایت ما فقط این باشد كه در صحنه ظاهری اجتماع كار خوب ببینیم این غرض و غایت را به راههای گوناگون كه سهلالوصولترین آنها اعمال زور و خشونت و ایجاد حكومت پلیسی و تقویت قوه قضاییه و توسعه حبس و زندان است، میتوان محقق كرد. ولی از ایجاد چنین اجتماعی چه سودی حاصل است؟ اجتماع نیك آن است كه اعضایش از سر رضا و رغبت گرد كار بد نگردند و این تعبیر دیگری است از اینكه بگوییم صاحب فضیلت باشند. انسانهای صاحب فضیلت را از راه زور و خشونت و تهدید و ارعاب نمیتوان پدید آورد.»
و
«حكومتهایی كه فقط به صحنه ظاهری جامعه التفات دارند چه دینی باشند و چه غیردینی یا ضددینی و چه بخواهند و چه نخواهند دیر یا زود و كم یا بیش به دو آفت مبتلا میشوند: یكی نظارت افراطی و دیگری خشونت افراطی. و این دو آفت سبب میشوند كه جامعه به جای این كه متشكل از انسانهای معنوی شود، تبدیل به مجموعهای از انسانهای بیصداقت، منافق، ریاكار و چاپلوس و عوامفریب گردد. خلاصه، تاكید بر ظاهر و غفلت از باطن افراد آفت حكومت دینی میتواند بود»
در این آدرس:
http://manaviat.blogfa.com/post-134.aspx

نظرها
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام علیکم.
هزار تا ملکیان و سروش و خمینی و خامنه ای مطلب بفرمایند، ما باید خودمان متفکرانه موضوع را بررسی کنیم. اجمالاً، دین تعین ندارد. دینی بودن حکومت یا دینی نبودن حکومت، گویا در بیشتر موارد به امر و نظر و سلیقه ی حاکمان است. حکومتها، به دین و هنر و ورزش و ادبیات و فرهنگ و حتا روسری ی مردم کار دارند. در اروپا، در بعضی نقاطش، می گویند الّا و بلّا دختران و زنان باید بدون روسری در فلان مکانها وارد شوند. در این جا، مقیدند وقتی بانوان به محضر رهبر می روند، چادری باشند. مقیدند به «صلوات بر محمد و آل محمد» در ابتدای اخبار تلویزیون. این «صلوات بر محمد و آل محمد»، قاعدتاً اراده ای عالی در صدا و سیما است. و اما بعد:
میلیونها تومان (شاید مجموعاً برابر با میلیاردها تومان) به بانوان هنرپیشه پرداخت کردند تا در حدود یک سال قبل، در سریالهای جذاب تلویزیون، «حجاب برتر» را تبلیغ کنند. تبلیغ کردند. البته گمان نکنم بانوان هنرپیشه ی مذکور، پوشش خودشان در واقع مانند توی فیلم و سریال باشد. خُب. میلیاردها تومان «از جیب ملت شریف ایران» هزینه شد، تا حجاب برتر را تبلیغ کنند. ظاهراً مؤثر واقع نشد. حالا با چوب و چک و لگد وارد شده اند. در هر دو حالت، از جیب ملت شریف ایران هزینه می شود، و به ملت شریف ایران ظلم می شود. ماها موش آزمایشگاهی هستیم.
ملکیان در بحث با آدمهای نسبتاً ملّا، در موضوع حکومت، در تنگنا قرار می گیرد.
***
ادعا می شد حکومت معاویه دینی است. ایضاً یزید. شاید حاکمان واقعاً دیندار و دین دوست، کمتر تبلیغ می کنند و بیشتر کار و فعالیت. پنج سال حکومت علی، در تاریخ بشر می درخشد.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی تهران | April 29, 2007 5:17 PM
سید یاسر! روشن نمای فکر و فکارت!
از ملکیان و دباغ عزیز! و دگران گفتی؛ اما به هر حال حکومت دینی نه مبتنی بر اجرای خشونت جهت استمرارش است. جایی ـ در هر نوع حکومتی ـ البته مأمور شاید زیاده خرج کند؛ اما فلسفه حکومت دینی نه خشونت است.
پیوند زدی، پیوند کردم.
Posted by: مهدی | April 29, 2007 5:46 PM
اين چيزهايي که آقاي ملکيان گفته درسته ولي بايستي توجه کرد که اينها مشخصات فازهاي اوليه حکومت ديني مي تونه باشه. حکومت ديني يک چيز ايستا نيست که از اول تا آخر محکوم به يک وضعيت ثابت باشه. بلکه يک موجوديت هوشمنده که بازخوردهاي رفتارهاي خودش رو از محيط دريافت مي کنه و بتدريج تجربه مند مي شه و سعي مي کنه اشکالات خودشو کم کنه. ضمن اين که حکومت هرچقدر هم ديکتاتورمنش باشه در هر حال چيزي جدا افتاده از کليت جامعه نيست. اگه دموکراتيکتر باشه تغييرات روانتر و نرمتر انجام مي شه و اگه استبدادي باشه تغييرات خشنتر عملي مي شوند. چون ما با يک سيستم هوشمند روبرو هستيم همين اشکالاتي که آقاي ملکيان اشاره کرده اند و هر اشکال ديگه اي که هر کدوم از ماها و غير از ماها به ذهنش برسه دير يا زود بالاخره مورد توجه حکومت ديني هم قرار مي گيره و حکومت چه خودش و چه تحت تأثير خواسته هاي مردمي در صدد رفع اين اشکالات برمياد. در واقع منتقدين چيزي جدا يا فراتر از موجوديت حکومت ديني نيستند و قادر نيستند اشکالي بهش وارد کنند که خود حکومت ديني به طور منطقي نتونه متوجهش بشه و اصلاحش کنه. با توجه به اين موضوع فعلاً اين طور به نظرم مي رسه که اگه مي خواهيم اشکالي به حکومت ديني بگيريم بايستي مثلاً ثابت کنيم حکومت ديني قادر نيست مثل يک موجود هوشمند بازخوردهاي محيط رو دريافت کنه و در رويه هاي خودش تغييرات متناسبي اعمال کنه. آيا چنين ادعايي مطرح شده؟
و توجه داشته باشيم موضوع فقط حکومت ديني نيست
بلکه حضور اجتماعي دينه. جامعه فقط حکومتش نيست.
Posted by: قائم پناه | April 29, 2007 11:49 PM